خطبه ۴۶ نهج البلاغه
سياسی ، اخلاقی
در سال 37 هجرى كه امام عليه السّلام به سوى شام سفر آغاز كرد، اين نيايش را در حالى كه پا در ركاب نهاد مطرح فرمود): (1)
وَ مِنْ كَلام لَهُ (عَلَيْهِالسَّلامُ)
از سخنان آن حضرت است
عِنْدَ عَزْمِهِ عَلَى الْمَسيرِ اِلَى الشّامِ
به وقتی که برای حرکت به شام تصمیم گرفت
دعاء السّفر
«اللَّهُمَّ»۱
خداوندا،
«إِنِّي أَعُوذُ بِكَ »۲
به تو پناه می برم
«مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ،»۳
از سختی سفر،
«وَ کَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ،»۴
و غم و اندوه بازگشت،
«وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ.»۵
و از آنچه در اهل و مال و فرزندم زشت بینم.
«اللَّهُمَّ»۶
بارالها،
«أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ،»۷
تو یار سفرم هستی،
«وَ أَنْتَ الْخَلِیفَةُ فِي الْأَهْلِ،»۸
و جانشین در برنامه زن و فرزندم تو هستی،
«وَ لَا یَجْمَعُهُمَا غَیْرُکَ;»۹
و کسی جز تو قدرت بر این دو کار ندارد،
«لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا یَکُونُ مُسْتَصْحَباً،»۱۰
زیرا برای جانشین توانایی همـراهی با مسافر نیست،
«وَ الْمُسْتَصْحَبُ لَا یَکُونُ مُسْتَخْلَفاً.»۱۱
و همـراه مسافر هم قـدرت جانشینی نـدارد.
وَ ابتِداءُ هذَا الْكَلامِ مَرْوِىٌّ عَنِ رَسولِ اللّهِ (صَلَّىاللّهُعَلَيهِوَآلِهِ) وَ قَدْ قَفّاهُ اَميرُالْمُؤْمِنينَ (عَلَيْهِالسَّلامُ) بِاَبْلَغِ كَلام، وَ تَمَّمَهُ بِاَحْسَنِ تَمام مِنْ قَولِهِ: «وَ لَا يَجْمَعُهُما غَيْرُكَ» اِلى آخرِ الفصلِ.
ابتدای این سخن از رسول حق (صلّیاللّهعلیهوآله) روایت شده، و دنباله آن به بعد را امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) با بلیغ ترین سخن و نیکوترین تکمیل از «و لا یَجْمَعُهُما» به بعد به پایان برده است.
(1) هرثمة بن سليم مى گويد: در سفر شام همراه امام به سرزمين كربلا رسيديم، نماز به جماعت خوانده شد، پس از نماز امام على عليه السّلام مقدارى از خاك كربلا را بوييد و فرمود: «واها لك يا تربة، ليحشرنّ منك قوم يدخلون الجنّة بغير حساب» (آه اى زمين كربلا، مردانى از تو روز محشر مى آيند كه بدون حسابرسى وارد بهشت مى گردند). پس از جنگ صفين، اين خبر غيبى امام را به همسرم «جرداء» با شگفتى رساندم، و او گفت: امير المؤمنين عليه السّلام جز حق سخن نمى گويد، روزگار سپرى شد، تا لشكرهاى ابن زياد به سوى كربلا مى رفت من هم با آنان به كربلا رسيدم كه سخن امام به يادم آمد. فورا خود را به امام حسين عليه السّلام رسانده، و خبر غيبى امام على عليه السّلام را به امام گفتم، فرمود به يارى ما آمدى يا جنگ با ما؟ گفتم هيچ كدام، فرمود پس دور شو زيرا هر كس كشته شدن ما را بنگرد و يارى ندهد در جهنّم خواهد بود. «شرح ابن ابى الحديد، ج 3، ص 169»
بسم الله الرحمن الرحیم