دعای ۳۲ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی قسمت آخر :)

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَی مَنْ عَصَاک، وَ تَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاک، وَ مِنْ نَارٍ نُورُهَا ظُلْمَةٌ، وَ هَینُهَا أَلِیمٌ، وَ بَعِیدُهَا قَرِیبٌ، وَ مِنْ نَارٍ یأْکلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ، وَ یصُولُ بَعْضُهَا عَلَی بَعْضٍ.

الهی به تو پناه می‌برم از آتشی که به سبب آن بر هر که تو را معصیت نموده سخت گرفته‌ای، و هر که را روی از خشنودیت گردانده وعده عذاب داده‌ای، و از آتشی که نورش تاریکی، و ملایمش دردناک، و دورش نزدیک است، و از آتشی که بعضی از آن بعض دیگر را می‌خورد، و بخشی بر بخش دیگر حمله می‌برد،

وَ مِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِیماً، وَ تَسقِی أَهْلَهَا حَمِیماً، وَ مِنْ نَارٍ لَا تُبْقِی عَلَی مَنْ تَضَرَّعَ إِلَیهَا، وَ لَا تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا، وَ لَا تَقْدِرُ عَلَی التَّخْفِیفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَ اسْتَسْلَمَ إِلَیهَا تَلْقَی سُکانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَیهَا مِنْ أَلِیمِ النَّکالِ وَ شَدِیدِ الْوَبَالِ

و از آتشی که استخوان را می‌پوساند، و ساکنین خود را از آب جوشان سیراب می‌کند، و از آتشی که بر زاری کنندگان رحم نمی‌آورد، و به کسی که از او مهر جوید مهر نمی‌ورزد، و دارای آن قدرت نیست که از رنج کسی که نزد او فروتنی می‌کند و در مقابلش سر تسلیم به زیر می‌آورد بکاهد، آتشی که با ساکنین خود با دردناکترین عذاب و سخت‌ترین وبال برخورد می‌کند.

وَ أَعُوذُ بِک مِنْ عَقَارِبِهَا الْفَاغِرَةِ أَفْوَاهُهَا، وَ حَیاتِهَا الصَّالِقَةِ بِأَنْیابِهَا، وَ شَرَابِهَا الَّذِی یقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَ أَفْئِدَةَ سُکانِهَا، وَ ینْزِعُ قُلُوبَهُمْ، وَ أَسْتَهْدِیک لِمَا بَاعَدَ مِنْهَا، وَ أَخَّرَ عَنْهَا.

و به تو پناه می‌برم از عقربهای دهان گشوده اش، و مارهای نیش زننده اش، و از آشامیدنیش که امعاء و احشاء ساکنین خود را پاره پاره می‌کند، و دلهایشان را برمی‌کند. و راهنمایی تو را به آنچه مرا از آن آتش دور سازد و عقب اندازد خواستارم.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَجِرْنِی مِنْهَا بِفَضْلِ رَحْمَتِک، وَ أَقِلْنِی عَثَرَاتِی بِحُسْنِ إِقَالَتِک، وَ لَا تَخْذُلْنِی یا خَیرَ الْمُجِیرِینَ

بار خدایا بر محمد و آلش دورد فرست، و مرا به فضل و رحمت خود از آن آتش پناه ده، و به حسن چشم پوشیت از لغزشهایم درگذر، و مرا‌ای بهترین پناه دهندگان خوار مساز.

اللَّهُمَّ إِنَّک تَقِی الْکرِیهَةَ، وَ تُعْطِی الْحَسَنَةَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِیدُ، وَ أَنْتَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ

الهی تو بندگانت را از ناخوشایند حفظ می‌کنی، و خوبی را عطا می‌کنی، و هر چه بخواهی بجا می‌آوری، و تو بر هر چیز توانایی.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، إِذَا ذُکرَ الْأَبْرَارُ، وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، مَا اخْتَلَفَ اللَّیلُ وَ النَّهَارُ، صَلَاةً لَا ینْقَطِعُ مَدَدُهَا، وَ لَا یحْصَی عَدَدُهَا، صَلَاةً تَشْحَنُ الْهَوَاءَ، وَ تَمْلَأُ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ.

الهی بر محمد و آلش درود فرست هر گاه که یاد نیکان شود، و بر محمد و آلش درود فرست تا زمانی که شب و روز در رفت و آمدند، چنان درودی که پایان نپذیرد، و به حساب درنیاید، درودی که فضا را آکنده کند، و زمین و آسمان را پر کند،

صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ حَتَّی یرْضَی، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بَعْدَ الرِّضَا، صَلَاةً لَا حَدَّ لَهَا وَ لَا مُنْتَهَی، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

خدای بر حضرتش درود فرستد تا زمانی که خشنود گردد، و خدای بر او و آلش درود فرستد پس از آن خشنودی، درودی که هیچ مرز و پایانی ندارد،‌ای مهربان‌ترین مهربانان.

دعای ۳۲ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی قسمت دوم:)

اللَّهُمَّ إِنَّک أَمَرْتَنِی فَتَرَکتُ، وَ نَهَیتَنِی فَرَکبْتُ، وَ سَوَّلَ لِی الْخَطَاءَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ.

الهی مرا فرمان دادی و من فروگذاشتم، و مرا نهی کردی و من مرتکب شدم، و اندیشه سوء گناه را در نظرم آراست پس تقصیر کردم،

وَ لَا أَسْتَشْهِدُ عَلَی صِیامِی نَهَاراً، وَ لَا أَسْتَجِیرُ بِتَهَجُّدِی لَیلًا، وَ لَا تُثْنِی عَلَی بِإِحْیائِهَا سُنَّةٌ حَاشَا فُرُوضِک الَّتِی مَنْ ضَیعَهَا هَلَک.

نه روزی را به روزه‌گرفتنم گواه می‌گیرم، و نه به بیداری شبی پناه می‌گیرم، و نه سنّتی را برپا داشته‌ام تا از من به خوبی یاد کند، جز واجبات تو که هر کس آنها را ضایع کند هلاک شود کاری نکرده‌ام

وَ لَسْتُ أَتَوَسَّلُ إِلَیک بِفَضْلِ نَافِلَةٍ مَعَ کثِیرِ مَا أَغْفَلْتُ مِنْ وَظَائِفِ فُرُوضِک، وَ تَعَدَّیتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِک إِلَی حُرُمَاتٍ انْتَهَکتُهَا، وَ کبَائِرِ ذُنُوبٍ اجْتَرَحْتُهَا، کانَتْ عَافِیتُک لِی مِنْ فَضَائِحِهَا سِتْراً.

و نه نافله‌ای بجای آورده‌ام تا به سبب آن دست توسّل به تو زنم در صورتی که بسیاری از شروط واجبات را به غفلت فروگذاشته ام، و از حدود و مقرّرات تو تجاوز کرده پرده حرمت‌هایی را دریده ام، و گناهان بزرگی مرتکب شده ام، که فقط عافیت تو در برابر رسواییهایم بر من پرده پوشیده است.

وَ هَذَا مَقَامُ مَنِ اسْتَحْیا لِنَفْسِهِ مِنْک، وَ سَخِطَ عَلَیهَا، وَ رَضِی عَنْک، فَتَلَقَّاک بِنَفْسٍ خَاشِعَةٍ، وَ رَقَبَةٍ خَاضِعَةٍ، وَ ظَهْرٍ مُثْقَلٍ مِنَ الْخَطَایا وَاقِفاً بَینَ الرَّغْبَةِ إِلَیک وَ الرَّهْبَةِ مِنْک.

و این جایگاه کسی است که به خاطر خود از تو شرمگین، و بر خود خشمگین و از تو خشنود است، پس با دلی شکسته، و گردنی فروافکنده، و پشتی از گناهان گرانبار و خمیده با تو روبرو شده، در میان بیم و امیدِ به تو ایستاده،

وَ أَنْتَ أَوْلَی مَنْ رَجَاهُ، وَ أَحَقُّ مَنْ خَشِیهُ وَ اتَّقَاهُ، فَأَعْطِنِی یا رَبِّ مَا رَجَوْتُ، وَ آمِنِّی مَا حَذِرْتُ، وَ عُدْ عَلَی بِعَائِدَةِ رَحْمَتِک، إِنَّک أَکرَمُ الْمَسْئُولِینَ.

و تو شایسته‌تر کسی هستی که به او امید ورزد، و سزاوارتر کسی هستی که از او بترسد و پروا کند. الهی پس آنچه را امید دارم به من بخشش، و از آنچه می‌ترسم ایمنم فرما، و رحمتت را شامل حالم کن، که تو کریم‌ترین کسی هستی که از او درخواست شود.

اللَّهُمَّ وَ إِذْ سَتَرْتَنِی بِعَفْوِک، وَ تَغَمَّدْتَنِی بِفَضْلِک فِی‌دار الْفَنَاءِ بِحَضْرَةِ الْأَکفَاءِ، فَأَجِرْنِی مِنْ فَضِیحَاتِ‌دار الْبَقَاءِ عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ مِنَ الْمَلَائِکةِ الْمُقَرَّبِینَ، وَ الرُّسُلِ الْمُکرَّمِینَ، وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ، مِنْ جَارٍ کنْتُ أُکاتِمُهُ سَیئَاتِی، وَ مِنْ ذِی رَحِمٍ کنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِی سَرِیرَاتِی.

بار الها اکنون که مرا به پرده عفو خود پوشاندی، و در این جهان فانی در معرض دید همدوشان غرق بخشش خود نمودی، پس مرا از رسواییهای جهان باقی در برابر حضار و بینندگان از فرشتگان مقرّب، و پیامبران گرامی، و شهدا و صالحین پناه ده، از همسایه‌ای که زشتیهایم را از او می‌پوشاندم و از خویشاوندی که در کارهای پنهانی خود از او شرم می‌داشتم،

لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِی السِّتْرِ عَلَی، وَ وَثِقْتُ بِک رَبِّ فِی الْمَغْفِرَةِ لِی، وَ أَنْتَ أَوْلَی مَنْ وُثِقَ بِهِ، وَ أَعْطَی مَنْ رُغِبَ إِلَیهِ، وَ أَرْأَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ، فَارْحَمْنِی.

که - الهی - به پرده‌پوشی ایشان اعتماد نداشتم، و به تو اطمینان کردم‌ای خدای من، که مرا ببخشی، وتوسزاوارکسی هستی که به او اعتمادشود، وبخشنده ترکسی هستی که به او روی آورده شود، و مهربان‌تر کسی هستی که مهرش خواسته شود، پس بر من رحمت آر.

ادامه نوشته

دعای ۳۲ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی قسمت اول :)

وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ علیه‌السلام بَعْدَ الْفَرَاغِ مِنْ صَلَاةِ اللَّیلِ لِنَفْسِهِ فِی الِاعْتِرَافِ بِالذَّنْبِ:

دعای آن حضرت برای خود پس از فراغ از نماز شب در اعتراف به گناه:

اللَّهُمَّ یا ذَا الْمُلْک الْمُتَأَبِّدِ بِالْخُلُودِ وَ السُّلْطَانِ الْمُمْتَنِعِ بِغَیرِ جُنُودٍ وَ لَا أَعْوَانٍ.

بار الها ای دارنده ملک ابدی و جاوید، و سلطنت دست‌نایافتنی بدون سپاه و دستیاران،

وَ الْعِزِّ الْبَاقِی عَلَی مَرِّ الدُّهُورِ وَ خَوَالِی الْأَعْوَامِ وَ مَوَاضِی الْأَزمَانِ وَ الْأَیامِ

و عزّت باقی که با گذشت روزگاران و سال‌های گذشته، و زمان‌ها و روزهای سپری‌شده باقی است،

عَزَّ سُلْطَانُک عِزّاً لَا حَدَّ لَهُ بِأَوَّلِیةٍ، وَ لَا مُنْتَهَی لَهُ بِآخِرِیةٍ وَ اسْتَعْلَی مُلْکک عَلُوّاً سَقَطَتِ الْأَشْیاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ وَ لَا یبْلُغُ أَدْنَی مَا اسْتَأْثَرْتَ بِهِ مِنْ ذَلِک أَقْصَی نَعْتِ النَّاعِتِینَ.

فرمانروایی و حکومتت چنان غالب است که اول آن را حدی، و آخر آن را نهایتی نیست، و پادشاهی‌ات چنان بلندپایه است که همه چیز از دسترسی به قلّه آن فرو مانده است، و دورترین توصیف واصفان به پایین‌ترین مرتبه از بلندی و رفعتی که به خود اختصاص داده‌ای نمی‌رسد.

ضَلَّتْ فِیک الصِّفَاتُ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَک النُّعُوتُ، وَ حَارَتْ فِی کبْرِیائِک لَطَائِفُ الْأَوْهَامِ

اوصاف در مقام وصفت سرگشته‌اند، و تعریف‌ها در پای حضرتت از هم گیسخته‌اند، و در عرصه گاه کبریایی‌ات دقیق‌ترین تصورات سرگردانند،

کذَلِک أَنْتَ اللَّهُ الْأَوَّلُ فِی أَوَّلِیتِک، وَ عَلَی ذَلِک أَنْتَ دَائِمٌ لَا تَزُولُ

تو ای خدای ازلی در ازلیتت اینچنین بوده‌ای، و دائم و جاودان بر این مرحله خواهی بود،

وَ أَنَا الْعَبْدُ الضَّعِیفُ عَمَلًا، الْجَسِیمُ أَمَلًا، خَرَجَتْ مِنْ یدِی أَسْبَابُ الْوُصُلَاتِ إِلَّا مَا وَصَلَهُ رَحْمَتُک، وَ تَقَطَّعَتْ عَنِّی عِصَمُ الْآمَالِ إِلَّا مَا أَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِک

و منم آن بنده با عمل اندک، و آرزوی بسیار، که وسائل پیوند با تو از کفم بیرون رفته مگر آنچه رحمتت آن را متصل نموده، و رشته‌های امیدم از من گسسته مگر آنچه از عفو تو که به آن چنگ زده‌ام،

قَلَّ عِنْدِی مَا أَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طَاعَتِک، و کثُرَ عَلَی مَا أَبُوءُ بِهِ مِنْ مَعْصِیتِک وَ لَنْ یضِیقَ عَلَیک عَفْوٌ عَنْ عَبْدِک وَ إِنْ أَسَاءَ، فَاعْفُ عَنِّی.

طاعتی که به حساب آورم اندک، و معصیتی که به آن اعتراف کنم بسیار است، و عفو و بخشش از بنده‌ات بر تو سخت نیاید اگر چه بد کرده باشد، پس مرا عفو کن.

ادامه نوشته

دعای ۳۱ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی قسمت آخر:)

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیک مِنْ جَهْلِی، وَ أَسْتَوْهِبُک سُوءَ فِعْلِی، فَاضْمُمْنِی إِلَی کنَفِ رَحْمَتِک تَطَوُّلًا، وَ اسْتُرْنِی بِسِتْرِ عَافِیتِک تَفَضُّلًا.

خداوندا از نادانی خود از حضرتت عذر می‌خواهم، و بخشش از کردار بدم را از تو خواهانم، پس از باب احسان مرا در پناه رحمت خویش درآور، و از راه تفضل لباس عافیت بر من بپوشان.

اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیک مِنْ کلِّ مَا خَالَفَ إِرَادَتَک، أَوْ زَالَ عَنْ مَحَبَّتِک مِنْ خَطَرَاتِ قَلْبِی، وَ لَحَظَاتِ عَینِی، وَ حِکایاتِ لِسَانِی، تَوْبَةً تَسْلَمُ بِهَا کلُّ جَارِحَةٍ عَلَی حِیالِهَا مِنْ تَبِعَاتِک، وَ تَأْمَنُ مِمَا یخَافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ أَلِیمِ سَطَوَاتِک.

الهی و از هر چه مخالف خواست تو بوده، یا از گردونه محبت تو بیرون می‌برد، از خاطراتی که در قلبم گذشته، و نگاههای چشمم، و گفتارهای زبانم، چنان توبه‌ای می‌کنم که هر یک از اعضایم به سهم خود از عقوبتت سالم ماند، و از انتقام و قهری که متجاوزگران از آن می‌هراسند ایمن گردد.

اللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتِی بَینَ یدَیک، وَ وَجِیبَ قَلْبِی مِنْ خَشْیتِک، وَ اضْطِرَابَ أَرْکانِی مِنْ هَیبَتِک، فَقَدْ أَقَامَتْنِی -یا رَبِّ- ذُنُوبِی مَقَامَ الْخِزْی بِفِنَائِک، فَإِنْ سَکتُّ لَمْ ینْطِقْ عَنِّی أَحَدٌ، وَ إِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِأَهْلِ الشَّفَاعَةِ.

الهی بر تنهایی‌ام در پیشگاهت، و تپیدن قلبم از ترست، و لرزه اعضایم از هیبتت رحم کن؛ زیرا گناهانم -‌ای پروردگار من - مرا در عرصه رسوایی و خواری در پیشگاهت نشانده، پس اگر حرف نزنم کسی از جانب من سخن نمی‌گوید، و اگر از خود شفاعت کنم چنان نیستم که شفاعتم پذیرفته گردد.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ شَفِّعْ فِی خَطَایای کرَمَک، وَ عُدْ عَلَی سَیئَاتِی بِعَفْوِک، وَ لَا تَجْزِنِی جَزَائِی مِنْ عُقُوبَتِک، وَ ابْسُطْ عَلَی طَوْلَک، وَ جَلِّلْنِی بِسِتْرِک، وَ افْعَلْ بی‌فِعْلَ عَزِیزٍ تَضَرَّعَ إِلَیهِ عَبْدٌ ذَلِیلٌ فَرَحِمَهُ، أَوْ غَنِی تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقِیرٌ فَنَعَشَهُ.

بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و کرمت را درباره خطاهایم شفیع من فرما، و زشتی هایم را با عفوت از من ببخش، و جزایم را از عقوبت خود مساز، و دامان احسانت را بر من بگستر، و مرا در پرده عفوت بپوشان، و با من رفتار شخص پر قدرتی کن که بنده‌ای ذلیل با زاری به درگاهش رفته و او بر وی ترحم نموده، یا ثروتمندی که فقیری سر راهش نشسته و او از وی دستگیری نموده.

اللَّهُمَّ لَا خَفِیرَ لِی مِنْک فَلْیخْفُرْنِی عِزُّک، وَ لَا شَفِیعَ لِی إِلَیک فَلْیشْفَعْ لِی فَضْلُک، وَ قَدْ أَوْجَلَتْنِی خَطَایای فَلْیؤْمِنِّی عَفْوُک.

بارالها مرا از تو پناه‌دهنده‌ای نیست؛ پس باید عزت تو پناهم دهد، و برای من شفیعی به سوی تو نیست پس باید فضل تو شفیعم شود، و گناهانم مرا در عرصه ترس بُرده پس باید عفو تو مرا ایمن سازد،

ادامه نوشته

دعای ۳۱ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی قسمت اول :)

وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ علیه‌السلام فِی ذِکرِ التَّوْبَةِ وَ طَلَبِهَا:

دعای آن حضرت است در ذکر توبه و درخواست توفیق آن از پروردگار:

اللَّهُمَّ یا مَنْ لَا یصِفُهُ نَعْتُ الْوَاصِفِینَ وَ یا مَنْ لَا یجَاوِزُهُ رَجَاءُ الرَّاجِینَ وَ یا مَنْ لَا یضِیعُ لَدَیهِ أَجْرُ الْمُحْسِنِینَ وَ یا مَنْ هُوَ مُنْتَهَی خَوْفِ الْعَابِدِینَ وَ یا مَنْ هُوَ غَایةُ خَشْیةِ الْمُتَّقِینَ.

بارخدایا ای کسی که توصیف واصفان وصفت نتوان کرد، و‌ ای کسی که امید امیدواران از تو فراتر نرود و‌ ای کسی که پاداش نیکوکاران نزد تو ضایع نگردد و‌ ای آن که ترس عبادت‌کنندگان به تو منتهی شود و‌ ای آن که نهایت بیم پرهیزکارانی.

هَذَا مَقَامُ مَنْ تَدَاوَلَتْهُ أَیدِی الذُّنُوبِ، وَ قَادَتْهُ أَزِمَّةُ الْخَطَایا، وَ اسْتَحْوَذَ عَلَیهِ الشَّیطَانُ، فَقَصَّرَ عَمَّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِیطاً، وَ تَعَاطَی مَا نَهَیتَ عَنْهُ تَغْرِیراً.

این جایگاه کسی است که بازیچه دست گناهان است و مهارهای خطاها او را به پیش رانده، و شیطان بر او چیره گشته، از این جهت در اجرای امر تو کوتاهی ورزیده، و از سر نادانی و غرور به آنچه از آن نهی نمودی آلوده شده،

کالْجَاهِلِ بِقُدْرَتِک عَلَیهِ، أَوْ کالْمُنْکرِ فَضْلَ إِحْسَانِک إِلَیهِ حَتَّی إِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدَی، وَ تَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحَائِبُ الْعَمَی، أَحْصَی مَا ظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ فَکرَ فِیمَا خَالَفَ بِهِ رَبَّهُ، فَرَأَی کبِیرَ عِصْیانِهِ کبِیراً وَ جَلِیلَ مُخَالَفَتِهِ جَلِیلًا.

مانند کسی که به قدرت تو بر خود ناآگاه است، یا فضل و احسانت را درباره خویش منکر است، تا چون دیده هدایتش گشوده، و ابرهای کوری از برابرش برطرف شده، ستم‌هایی که بر خود نموده شماره نموده، و در اموری که با خدای خود مخالفت ورزیده اندیشه کرده، آنگاه بزرگی عصیانش را مشاهده کرده، و به عظمت مخالفتش بصیرت پیدا نموده،

فَأَقْبَلَ نَحْوَک مُؤَمِّلًا لَک مُسْتَحْییاً مِنْک، وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ إِلَیک ثِقَةً بِک، فَأَمَّک بِطَمَعِهِ یقِیناً، وَ قَصَدَک بِخَوْفِهِ إِخْلَاصاً، قَدْ خَلَا طَمَعُهُ مِنْ کلِّ مَطْمُوعٍ فِیهِ غَیرِک، وَ أَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ کلِّ مَحْذُورٍ مِنْهُ سِوَاک.

پس با دلی امیدوار، و رویی شرمسار به سوی تو رو آورده، و از روی اطمینان به تو با شوق و رغبت متوجه تو شده، و از باب یقین با بار طمع آهنگ تو نموده، و از روی اخلاص با توشه ترس قصد تو کرده، در حالی که جز تو به احدی طمع نداشته، و از هیچ چیز غیر تو نترسیده،

فَمَثَلَ بَینَ یدَیک مُتَضَرِّعاً، وَ غَمَّضَ بَصَرَهُ إِلَی الْأَرْضِ مُتَخَشِّعاً، وَ طَأْطَأَ رَأْسَهُ لِعِزَّتِک مُتَذَلِّلًا، وَ أَبَثَّک مِنْ سِرِّهِ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً، وَ عَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ مَا أَنْتَ أَحْصَی لَهَا خُشُوعاً، وَ اسْتَغَاثَ بِک مِنْ عَظِیمِ مَا وَقَعَ بِهِ فِی عِلْمِک وَ قَبِیحِ مَا فَضَحَهُ فِی حُکمِک: مِنْ ذُنُوبٍ أَدْبَرَتْ لَذَّاتُهَا فَذَهَبَتْ، وَ أَقَامَتْ تَبِعَاتُهَا فَلَزِمَتْ.

پس در حضورت با حال زاری ایستاده، و دیده‌اش را از روی خشوع به زمین دوخته، و در برابر عزت تو باذلت و خواری سر به زیر افکنده، واز سر فروتنی رازی راکه تو بهتر ازاوبدان آگاهی برایت آشکار ساخته، و از سر خشوع معاصی خود را که حضرتت به تعداد آنها آگاه‌تری برشمرده، و از مهلکه‌ای بزرگ که بر علمت گذشته، و از کار زشتی که به قضای تو مایه رسوایی‌اش شده به تو پناه آورده: گناهانی که لذّت هایش سپری شده و رفته، ولی پیامدهای زیان بخشش بجای مانده و گریبانگیر شده.

لَا ینْکرُ -یا إِلَهِی- عَدْلَک إِنْ عَاقَبْتَهُ، وَ لَا یسْتَعْظِمُ عَفْوَک إِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ، لِأَنَّک الرَّبُّ الْکرِیمُ الَّذِی لَا یتَعَاظَمُهُ غُفْرَانُ الذَّنْبِ الْعَظِیمِ

الهی اگر این بنده را عقوبت کنی منکر عدلت نشود، و اگر از وی بگذری و بر او رحمت آوری عفوت را عظیم نشمارد، زیرا که تو خدای کریمی هستی، که عفو گناه بزرگ در نظرت بزرگ نمی‌نماید.

اللَّهُمَّ فَهَا أَنَا ذَا قَدْ جِئْتُک مُطِیعاً لِأَمْرِک فِیمَا أَمَرْتَ بِهِ مِنَ الدُّعَاءِ، مُتَنَجِّزاً وَعْدَک فِیمَا وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الْإِجَابَةِ، إِذْ تَقُولُ: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ».

بار خدایا اینک منم که در پیشگاهت مطیع و سر به فرمان آمده‌ام در اینکه خود به ما گفتی که تو را بخوانیم، و از تو وفای به وعده‌ای را که در مورد اجابت داده‌ای خواستارم، زیرا که فرموده ای: «مرا بخوانید تا خواسته شما را اجابت کنم».

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ الْقَنِی بِمَغْفِرَتِک کمَا لَقِیتُک بِإِقْرَارِی، وَ ارْفَعْنِی عَنْ مَصَارِعِ الذُّنُوبِ کمَا وَضَعْتُ لَک نَفْسِی، وَ اسْتُرْنِی بِسِتْرِک کمَا تَأَنَّیتَنِی عَنِ الِانْتِقَامِ مِنِّی.

بار خدایا پس بر محمد و آلش درود فرست, و با آمرزش خود با من برخورد کن چنانکه من با اعتراف به گناه با تو برخورد کردم، و مرا از لغزشگاه‌های معاصی برگیر چنانکه من در برابر تو پستی گزیدم، و بر من پرده پوشی کن چنانکه در انتقام از من درنگ فرمودی.

ادامه نوشته

دعای ۳۰ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی :)

وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ علیه‌السلام فِی الْمَعُونَةِ عَلَی قَضَاءِ الدَّینِ:

دعای آن حضرت در یاری‌خواستن از خدا برای پرداخت وام:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لِی الْعَافِیةَ مِنْ دَینٍ تُخْلِقُ بِهِ وَجْهِی، وَ یحَارُ فِیهِ ذِهْنِی، وَ یتَشَعَّبُ لَهُ فِکرِی، وَ یطُولُ بِمُمَارَسَتِهِ شُغْلِی

بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و مرا عافیت بخش از وامی که آبرویم را بریزد، و ذهنم را پریشان کند، و فکرم را پراکنده سازد، و شغلم در علاج و چاره آن به طول انجامد.‌

وَ أَعُوذُ بِک، یا رَبِّ، مِنْ هَمِّ الدَّینِ وَ فِکرِهِ، وَ شُغْلِ الدَّینِ وَ سَهَرِهِ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِذْنِی مِنْهُ، وَ أَسْتَجِیرُ بِک، یا رَبِّ، مِنْ ذِلَّتِهِ فِی الْحَیاةِ، وَ مِنْ تَبِعَتِهِ بَعْدَ الْوَفَاةِ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَجِرْنی مِنْهُ بِوُسْعٍ فَاضِلٍ أَوْ کفَافٍ وَاصِلٍ.

ای پروردگارم، از غصه وام و اندیشه در آن، و از دل مشغولی به مسئله قرض و بی‌خوابی‌اش به تو پناه می‌برم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و مرا از زحمت و مشقت وام پناه ده، و‌ ای پروردگار من، از ذلّت قرض در این چند روز زندگی، و از وبال آن پس از مرگ به تو پناه می‌برم، پس بر محمد و خاندان او درود فرست، و مرا به ثروت سرشار، یا زندگی توأم با کفاف از آن پناه ده.

ادامه نوشته

دعای ۲۹ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی :)

وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ علیه‌السلام إِذَا قُتِّرَ عَلَیهِ الرِّزْقُ:

دعای ‌آن حضرت است هنگامی که‌ روزی بر‌ او‌ تنگ می‌ شد:

اللَّهُمَّ إِنَّک ابْتَلَیتَنَا فِی أَرْزَاقِنَا بِسُوءِ الظَّنِّ، وَ فِی آجَالِنَا بِطُولِ الْأَمَلِ، حَتَّی الْتَمَسْنَا أَرْزَاقَک مِنْ عِنْدِ الْمَرْزُوقِینَ، وَ طَمِعْنَا بِآمَالِنَا فِی أَعْمَارِ الْمُعَمَّرِینَ.

بار خدایا ما را در روزی‌هامان به بدگمانی، و در مدت زندگی به آرزوهای دراز آزموده‌ای، تا جایی که روزی‌های تو را از روزی‌خواران خواستیم و به آرزوی عمر طولانی در عمر سالخوردگان طمع بستیم.

فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لَنَا یقِیناً صَادِقاً تَکفِینَا بِهِ مِنْ مَئُونَةِ الطَّلَبِ، وَ أَلْهِمْنَا ثِقَةً خَالِصَةً تُعْفِینَا بِهَا مِنْ شِدَّةِ النَّصَبِ.

پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را یقین راسخ بخش که بدان وسیله از رنج طلب و آرامشی خاص در دل ما انداز تا به آن از شدت تعب معافمان داری.

ادامه نوشته