دعای ۴۱ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی :)

وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی طَلَبِ السِّتْرِ وَ الْوِقَایةِ: از دعاهاى ‌آن حضرت است در‌ طلب خطاپوشى ‌و‌ حفظ از‌ گناهان:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَفْرِشْنِی مِهَادَ کرَامَتِک، وَ أَوْرِدْنِی مَشَارِعَ رَحْمَتِک، وَ أَحْلِلْنِی بُحْبُوحَةَ جَنَّتِک، وَ لَا تَسُمْنِی بِالرَّدِّ عَنْک، وَ لَا تَحْرِمْنِی بِالْخَیبَةِ مِنْک.

بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و بستر کرامت خود را برایم بگستران، و به آبشخورهای رحمتت در آور، و در قلب جنّت خود جایم ده، و مرا به راندن از خویش خوار مکن، و به نومیدی از خود محروم منما.

وَ لَا تُقَاصَّنِی بِمَا اجْتَرَحْتُ وَ لَا تُنَاقِشْنِی بِمَا اکتَسَبْتُ، وَ لَا تُبْرِزْ مَکتُومِی، وَ لَا تَکشِفْ مَسْتُورِی، وَ لَا تَحْمِلْ عَلَى مِیزَانِ الْإِنْصَافِ عَمَلِی، وَ لَا تُعْلِنْ عَلَى عُیونِ الْمَلَإِ خَبَرِی، أَخْفِ عَنْهُمْ مَا یکونُ نَشْرُهُ عَلَیّ عَاراً، وَ اطْوِ عَنْهُمْ مَا یلْحِقُنِی عِنْدَک شَنَاراً.

و به گناهانم تقاص مکن، و به رفتارم خرده مگیر، و رازم را آشکار مکن، و سرّم را فاش مساز، و عملم را به ترازوی عدالت مسنج، و اخبار پنهانم را در برابر دیده همگان آشکار مفرما، آنچه را که آشکارشدنش مایه ننگ من است از ایشان مخفی دار، و آنچه مرا در حضورت بدنام و رسوا کند از آنان بپوشان.

شَرِّفْ دَرَجَتِی بِرِضْوَانِک، وَ أَکمِلْ کرَامَتِی بِغُفْرَانِک، وَ انْظِمْنِی فِی أَصْحَابِ الْیمِینِ، وَ وَجِّهْنِی فِی مَسَالِک الْآمِنِینَ، وَ اجْعَلْنِی فِی فَوْجِ الْفَائِزِینَ، وَ اعْمُرْ بِی مَجَالِسَ الصَّالِحِینَ، آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.

مرتبه‌ام را در سایه خشنودی‌ات شرافت بخش، و بزرگداشتم را به وسیله آمرزشت کامل ساز، و مرا در زمره اصحاب یمین درآور، و در راه‌های ایمنان ببر، و در گروه رستگاران قرار ده، و انجمن شایستگان را به سبب من آباد کن، دعایم را مستجاب فرما‌ ای پروردگار جهانیان.

دعای ۴۰ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی :)

وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ إِذَا نُعِی إِلَیهِ مَیتٌ، أَوْ ذَکرَ الْمَوْتَ:

از دعاهاى ‌آن حضرت است هنگامى که‌ خبر مرگ کسى را‌ مى شنید، یا‌ به‌ یاد مرگ مى افتاد:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْفِنَا طُولَ الْأَمَلِ، وَ قَصِّرْهُ عَنَّا بِصِدْقِ الْعَمَلِ حَتَّى لَا نُؤَمِّلَ اسْتِتْمَامَ سَاعَةٍ بَعْدَ سَاعَةٍ، وَ لَا اسْتِيفَاءَ يَوْمٍ بَعْدَ يَوْمٍ، وَ لَا اتِّصَالَ نَفَسٍ بِنَفَسٍ، وَ لَا لُحُوقَ قَدَمٍ بِقَدَمٍ

بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست و ما را از آرزوی دراز نگاه دار، و آرزوها را با عمل راستین بر ما کوتاه کن، تا به پایان‌بردن ساعتی را از پی ساعتی و دریافتن روزی را به دنبال روزی و پیوستن نفسی را به نفسی و رسیدن گامی را به گامی آرزو نکنیم

وَ سَلِّمْنَا مِنْ غُرُورِهِ، وَ آمِنَّا مِنْ شُرُورِهِ، وَ انْصِبِ الْمَوْتَ بَيْنَ أَيْدِينَا نَصْباً، وَ لَا تَجْعَلْ ذِكْرَنَا لَهُ غِبّاً

و ما را از فریب آرزوها در سلامت دار و از بدی‌هایش در امان دار و مرگ را در برابر دیدگان ما مجسم کن و یادش را گهگاه در خاطر ما میار (بلکه همیشه به یاد آن باشیم)

وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ صَالِحِ الْأَعْمَالِ عَمَلًا نَسْتَبْطِئُ مَعَهُ الْمَصِيرَ إِلَيْكَ، وَ نَحْرِصُ لَهُ عَلَى وَشْكِ اللَّحَاقِ بِكَ حَتَّى يَكُونَ الْمَوْتُ مَأْنَسَنَا الَّذِي نَأْنَسُ بِهِ، وَ مَأْلَفَنَا الَّذِي نَشْتَاقُ إِلَيْهِ، وَ حَامَّتَنَا الَّتِي نُحِبُّ الدُّنُوَّ مِنْهَا

و از اعمال شایسته، عملی برایمان قرار ده که با آن بازگشت به حضرتت را (با همه سرعتش) کند شماریم و برای به‌سرعت‌رسیدن به کوی‌ات بدان حرص ورزیم، به طوری که مرگ برای ما محل اُنسی باشد که به آن انس گیریم و مرکز الفتی باشد که بدان شوق ورزیم، و خویشاوند نزدیکی باشد که قرب به او را دوست بداریم.

فَإِذَا أَوْرَدْتَهُ عَلَيْنَا وَ أَنْزَلْتَهُ بِنَا فَأَسْعِدْنَا بِهِ زَائِراً، وَ آنِسْنَا بِهِ قَادِماً، وَ لَا تُشْقِنَا بِضِيَافَتِهِ، وَ لَا تُخْزِنَا بِزِيَارَتِهِ، وَ اجْعَلْهُ بَاباً مِنْ أَبْوَابِ مَغْفِرَتِكَ، وَ مِفْتَاحاً مِنْ مَفَاتِيحِ رَحْمَتِكَ

پس هر زمان که آن را بر ما وارد کنی و فرود آری، ما را از دیدارش خوشبخت فرما و چون بر ما وارد شود آن را مایه انس ما قرار ده و ما را در مهمانی او به رنج و زحمت مینداز، و با زیارت او سرافکنده مساز، و آن را دری از درهای مغفرت، و کلیدی از کلیدهای رحمت خود قرار ده.

أَمِتْنَا مُهْتَدِينَ غَيْرَ ضَالِّينَ، طَائِعِينَ غَيْرَ مُسْتَكْرِهِينَ، تَائِبِينَ غَيْرَ عَاصِينَ وَ لَا مُصِرِّينَ، يَا ضَامِنَ جَزَاءِ الْمُحْسِنِينَ، وَ مُسْتَصْلِحَ عَمَلِ الْمُفْسِدِينَ.

ما را در جمع هدایت شدگانی بمیران که گمراه نگردند، و فرمانبردارانی که اکراه به خود راه ندهند، و تائبینی که گناه نکنند و بر گناه اصرار نورزند،‌ای که مزد نیکوکاران را ضامنی، و از تبهکاران اصلاح عملشان را خواستاری.

دعای ۳۹ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی :)

وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی طَلَبِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ:

از دعاهاى آن حضرت است در‌ طلب عفو و‌ رحمت الهى:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْسِرْ شَهْوَتِي عَنْ كُلِّ مَحْرَمٍ، وَ ازْوِ حِرْصِي عَنْ كُلِّ مَأْثَمٍ، وَ امْنَعْنِي عَنْ أَذَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ، وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ.

بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و شهوتم را از هر حرامی درهم شکن، و میل شدید مرا از هر معصیتی بگردان، و مرا از آزار کردن هر مؤمن و مؤمنه و مسلم و مسلمه‌ای بازدار.

اللَّهُمَّ وَ أَيُّمَا عَبْدٍ نَالَ مِنِّي مَا حَظَرْتَ عَلَيْهِ، وَ انْتَهَكَ مِنِّي مَا حَجَزْتَ عَلَيْهِ، فَمَضَى بِظُلَامَتِي مَيِّتاً، أَوْ حَصَلَتْ لِي قِبَلَهُ حَيّاً فَاغْفِرْ لَهُ مَا أَلَمَّ بِهِ مِنِّي، وَ اعْفُ لَهُ عَمَّا أَدْبَرَ بِهِ عَنِّي، وَ لَا تَقِفْهُ عَلَى مَا ارْتَكَبَ فِيَّ، وَ لَا تَكْشِفْهُ عَمَّا اكْتَسَبَ بِي، وَ اجْعَلْ مَا سَمَحْتُ بِهِ مِنَ الْعَفْوِ عَنْهُمْ، وَ تَبَرَّعْتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَيْهِمْ أَزْكَى صَدَقَاتِ الْمُتَصَدِّقِينَ، وَ أَعْلَى صِلَاتِ الْمُتَقَرِّبِينَ.

الهی هر بنده‌ای که درباره من مرتکب کاری شده که بر او حرام کرده‌ای، یا آبروی مرا که به حفظ آن فرمانش دادی ریخته باشد، پس زیر بار ستم بر من مرده، یا در حال حیات بر عهده‌اش مانده، پس او را در ستمی که بر من روا داشته مورد مغفرت قرار ده، و در حقّی که از من ربوده او را عفو کن، و درباره آنچه با من کرده وی را سرزنش منما، و به خاطر اینکه مرا آزرده رسوایش مکن، و این گذشت سمیحانه مرا از آنان، و صدقه رایگان مرا بر آنان از پاکیزه‌ترین صدقات صدقه دهندگان و بالاترین صله‌های کسانی که به پیشگاهت تقرب می‌جویند قرار ده.

وَ عَوِّضْنِي مِنْ عَفْوِي عَنْهُمْ عَفْوَكَ، وَ مِنْ دُعَائِي لَهُمْ رَحْمَتَكَ حَتَّى يَسْعَدَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا بِفَضْلِكَ، وَ يَنْجُوَ كُلٌّ مِنَّا بِمَنِّكَ.

و جزای مرا در برابر عفو من از ایشان، عفوت، و در برابر دعایم در حق آنان رحمتت قرار ده، تا هر کدام از ما به سبب فضل تو سعادتمند شده، و هر یک از ما به احسان تو رستگار گردیم.

اللَّهُمَّ وَ أَيُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِكَ أَدْرَكَهُ مِنِّي دَرَكٌ، أَوْ مَسَّهُ مِنْ نَاحِيَتِي أَذًى، أَوْ لَحِقَهُ بِي أَوْ بِسَبَبِي ظُلْمٌ فَفُتُّهُ بِحَقِّهِ، أَوْ سَبَقْتُهُ بِمَظْلِمَتِهِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَرْضِهِ عَنِّي مِنْ وُجْدِكَ، وَ أَوْفِهِ حَقَّهُ مِنْ عِنْدِكَ

الهی و هر یک از بندگانت که از جانب من به او صدمه‌ای رسیده، یا از سوی من آزاری متوجه او شده، یا از من و یا به سبب من ستمی بر او رفته، پس حق او را پایمال کرده، یا به مظلمه‌اش بر او سبقت جستم، پس بر محمّد و آلش درود فرست، و او را به توانگری خود از من خشنود فرما، و حقّش را از نزد خود پرداخت کن،

ثُمَّ قِنِي مَا يُوجِبُ لَهُ حُكْمُكَ، وَ خَلِّصْنِي مِمَّا يَحْكُمُ بِهِ عَدْلُكَ، فَإِنَّ قُوَّتِي لَا تَسْتَقِلُّ بِنَقِمَتِكَ، وَ إِنَّ طَاقَتِي لَا تَنْهَضُ بِسُخْطِكَ، فَإِنَّكَ إِنْ تُكَافِنِي بِالْحَقِّ تُهْلِكْنِي، وَ إِلَّا تَغَمَّدْنِي بِرَحْمَتِكَ تُوبِقْنِي.

آنگاه مرا از عقوبتی که به حکم تو مستحق آن شده‌ام حفظ فرما، و از کیفری که مقتضای عدل توست خلاص کن، زیرا توان و قدرت مرا طاقت عذاب تو نیست، و تاب و طاقت من تکافوی خشم تو را نمی‌کند، زیرا که اگر مرا بر پایه حق مکافات کنی هلاکم می‌نمایی، و اگر رحمتت را شامل حالم نکنی نابودم می‌سازی.

ادامه نوشته

دعای ۳۸ صحیفه سجادیه با ترجمه فارسی :)

وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی الِاعْتِذَارِ مِنْ تَبِعَاتِ الْعِبَادِ وَ مِنَ التَّقْصِیرِ فِی حُقُوقِهِمْ وَ فِی فَکاک رَقَبَتِهِ مِنَ النَّارِ:

از دعاهاى ‌آن حضرت است در‌ عذرخواهى از‌ مظالم بندگان ‌و‌ کوتاهى کردن در‌ اداى حقوق آنان ‌و‌ در‌ طلب آزادى خود از‌ آتش دوزخ:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتِي فَلَمْ أَنْصُرْهُ، وَ مِنْ مَعْرُوفٍ أُسْدِيَ إِلَيَّ فَلَمْ أَشْكُرْهُ، وَ مِنْ مُسِي‏ءٍ اعْتَذَرَ إِلَيَّ فَلَمْ أَعْذِرْهُ، وَ مِنْ ذِي فَاقَةٍ سَأَلَنِي فَلَمْ أُوثِرْهُ، وَ مِنْ حَقِّ ذِي حَقٍّ لَزِمَنِي لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ أُوَفِّرْهُ، وَ مِنْ عَيْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لِي فَلَمْ أَسْتُرْهُ، وَ مِنْ كُلِّ إِثْمٍ عَرَضَ لِي فَلَمْ أَهْجُرْهُ؛

بار خدایا به پیشگاهت عذر خواهم در حق ستمدیده‌ای که در حضور من بر او ستم رفته و من یاریش ننمودم، و از احسانی که در حقّم شده و شکرش را بجا نیاورده ام، و از بد کننده‌ای که از من پوزش خواسته و عذرش را نپذیرفته ام، و از فقیری که از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجیح نداده ام، و از حقّ مؤمن حق داری که بر عهده‌ام مانده و آن را ادا ننموده‌ام و از عیب مؤمنی که بر من آشکار گشته و آن را نپوشانده‌ام، و از هر معصیتی که برایم پیش آمده و از آن دوری نجستم.

ادامه نوشته