«وَ لاَ تَخِیسَنَّ (تحبسنَّ) بِعَهْدِکَ،»۴۸۴
و پیمان خود را مشکن،
«وَ لاَ تَخْتِلَنَّ عَدُوَّکَ،»۴۸۵
و دشمنت را گول مزن،
«فَإِنَّهُ لاَ یَجْتَرِئُ عَلَى اللهِ إِلاَّ جَاهِلٌ شَقِیٌّ.»۴۸۶
که بر خداوند جز نادان بدبخت گستاخی‌ نکند،
«وَ قَدْ جَعَلَ اللهُ عَهْدَهُ وَ ذِمَّتَهُ أَمْناً»۴۸۷
خداوند عهد و پیمانش را امان قرارداده
«أَفْضَاهُ بَیْنَ الْعِبَادِ بِرَحْمَتِهِ،»۴۸۸
و رعایت آن را از باب رحمتش برعهده همه بندگان گذاشته،
«وَ حَرِیماً یَسْکُنُونَ إِلَى مَنَعَتِهِ،»۴۸۹
عهد و پیمان حریم امنی‌ است تا در استواری‌ آن بیاسایند،
«وَ یَسْتَفِیضُونَ إِلَى جِوَارِهِ.»۴۹۰
و همگان به پناه آن روند.
«فَلاَ إِدْغَالَ وَ لاَ مُدَالَسَةَ وَ لاَ خِدَاعَ فِيهِ،»۴۹۱
بنابراین در عهد و پیمان خیانت و فریب و مکر روا نیست.
«وَ لاَ تَعْقِدْ عَقْداً تُجَوِّزُ فِيهِ الْعِلَلَ،»۴۹۲
عهد و پیمانی‌ برقرار مکن که در آن راه تأویل و بهانه و توریه و فریب باز باشد،
«وَ لاَ تُعَوِّلَنَّ عَلَى لَحْنِ قَوْل بَعْدَالتَّأْکِیدِ وَ التَّوْثِقَةِ.»۴۹۳
و پس از تأکید و استوار نمودن عهد و پیمانْ گفتار توریه مانند و دو پهلو به کار مبر،
«وَ لاَ یَدْعُوَنَّکَ ضِیقُ أَمْر،»۴۹۴
و نباید در تنگنا افتادنت
«لَزِمَکَ فِيهِ عَهْدُ اللهِ،»۴۹۵
به خاطر اینکه عهد و پیمان خدا برای‌ تو الزام آور شده
«إِلَى طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَیْرِ الْحَقِّ،»۴۹۶
تو را به فسخ آن به طور نامشروع بکشاند،
«فَإِنَّ صَبْرَکَ عَلَى ضِیقِ أَمْر»۴۹۷
چرا که صبر تو در تنگنای‌ عهد و پیمان
«تَرْجُو انْفِرَاجَهُ وَ فَضْلَ عَاقِبَتِهِ،»۴۹۸
که امید گشایش و برتری‌ عاقبتش را داری‌
«خَیْرٌ مِنْ غَدْر تَخَافُ تَبِعَتَهُ،»۴۹۹
بهتر است از خیانتی‌ که از مجازاتش ترسانی‌،
«وَ أَنْ تُحِیطَ بِكَ مِنَ اللهِ فِيهِ طِلْبَةٌ،»۵۰۰
و نیکوتر است از اینکه از جانب حق مورد بازخواست واقع گردی‌،
«لاَ تَسْتَقْبِلُ (تَسْتَقیلُ) فِيهَا دُنْیَاکَ وَ لاَ آخِرَتَکَ.»۵۰۱
به صورتی‌ که نتوانی‌ در دنیا و آخرت از خداوند درخواست بخشش کنی‌.
۱۲. تحذيرات
الاوّل ـ التحذيرٌ من الدّم الحرام
«إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْکَهَا بِغَیْرِ حِلِّهَا،»۵۰۲
از ریختن خون به ناحق برحذر باش،
«فَإِنَّهُ لَيْسَ شَیْءٌ أَدْنَی لِنِقْمَة،»۵۰۳
زیرا چیزی‌ در نزدیک ساختن انتقام حق،
«وَ لاَ أَعْظَمَ لِتَبِعَة،»۵۰۴
و عظمت مجازات،
«وَ لاَ أَحْرَی بِزَوَالِ نِعْمَة،»۵۰۵
و از بین رفتن نعمت
«وَ انْقِطَاعِ مُدَّة،»۵۰۶
و پایان گرفتن زمان حکومت
«مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ بِغَیْرِ حَقِّهَا.»۵۰۷
به مانند خون به ناحق ریختن نیست.
«وَ اللهُ سُبْحانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَیْنَ الْعِبَادِ،»۵۰۸
خداوند در قیامت اول چیزی‌ که بین مردم حکم می‌ کند
«فِيَما تَسَافَکُوا مِنَ الدِّمَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ;»۵۰۹
در رابطه با خونهایی‌ است که به ناحق ریخته اند.
«فَلاَ تُقَوِّیَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَم حَرَام.»۵۱۰
پس حکومت را به ریختن خون حرام تقویت مکن،
«فَإِنَّ ذلِكَ مِمَّا یُضْعِفُهُ وَ یُوهِنُهُ،»۵۱۱
که ریختن خون حرام قدرت را به سستی‌ کشاند،
«بَلْ یُزِیلُهُ وَ یَنْقُلُهُ.»۵۱۲
بلکه حکومت را ساقط نموده و به دیگری‌ انتقال دهد.
«وَ لاَ عُذْرَ لَكَ عِنْدَ اللهِ وَ لاَ عِنْدِي فِي قَتْلِ الْعَمْدِ،»۵۱۳
برای‌ تو در قتل عمد نزد خدا و نزد من عذری‌ نیست،
«لاَِنَّ فِيهِ قَوَدَ الْبَدَنِ.»۵۱۴
چرا که کیفر قتل عمد کشتن قاتل است.
«وَ إِنِ ابْتُلِیتَ بِخَطَأ»۵۱۵
و اگر دچار اشتباه شدی‌،
«وَ أَفْرَطَ عَلَيْكَ سَوْطُکَ أَوْ سَیْفُکَ أَوْ یَدُکَ بِالْعُقُوبَةِ;»۵۱۶
و تازیانه یا شمشیر یا دستت در کیفر دادن از حد بیرون رفت
«فَإِنَّ فِي الْوَکْزَةِ فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَةً،»۵۱۷
چه اینکه در مشت زدن و بالاتر از آن بیم قتل است
«فَلاَ تَطْمَحَنَّ بِكَ نَخْوَةُ سُلْطَانِکَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى أَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ.»۵۱۸
مبادا نخوت حکومت تو را از پرداخت خون بها به خاندان مقتول مانع گردد.
الثانى ـ تحذير من الاُنانيّة
«وَ إِيَّاكَ وَ الاِْعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَ الثِّقَةَ بِمَا یُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَ حُبَّ الاِْطْرَاءِ،»۵۱۹
از خودپسندی‌ و تکیه بر آنچه تو را آلوده به خودپسندی‌ کند، و از علاقه به ستایش و تعریف مردم برحذر باش،
«فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّیْطَانِ فِي نَفْسِهِ»۵۲۰
زیرا این حالات از مطمئن ترین فرصت های‌ شیطان در نظر اوست
«لَِیمْحَقَ مَا یَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الُْمحسِنِینَ.»۵۲۱
تا نیکی‌ نـیـکـوکـاران را نـابـود کنـد.