نامه ۴۵ نهج البلاغه قسمت آخر
«وَ أَوْرَدْتِهِمْ مَوَارِدَ الْبَلَاءِ،»۸۶
و به سرچشمه های بلا واردنمودی،
«إِذْ لَا وِرْدَ وَ لَا صَدَرَ!»۸۷
به جایی که در ورود و خروجش امنیت نباشد.
«هَیْهَاتَ!»۸۸
هیهات!
«مَنْ وَطِئَ دَحْضَکِ زَلِقَ،»۸۹
هر کس گام در لغزشگاه هایت نهد بلغزد،
«وَ مَنْ رَکِبَ لُجَجَکِ غَرِقَ،»۹۰
و هرکه سوار آبهای متراکمت گردد غرق شود،
«وَ مَنِ ازْوَرَّ عَنْ حَبَائِلِکِ وُفِّقَ،»۹۱
و آن که از دامهای تو به یک سو رود موفق گردد،
«وَ السَّالِمُ مِنْكِ لَا یُبَالِی إِنْ ضَاقَ بِهِ مُنَاخُهُ،»۹۲
و کسی که از فتنه های تو سالم است باکی ندارد که گرفتار تنگی زندگی باشد،
«وَ الدُّنْیَا عِنْدَهُ کَیَوْم حَانَ انْسِلَاخُهُ.»۹۳
و دنیا نزد او مانند روزی است که لحظه پایانش فرا رسیده.
«اُعْزُبِی عَنِّي!»۹۴
از من دور شو،
«فَوَاللهِ لَا أَذِلُّ لَكِ فَتَسْتَذِلِّینِی،»۹۵
به خدا قسم رام تو نشوم تا مرا به خواری نشانی،
«وَ لَا أَسْلَسُ لَكِ فَتَقُودِینِی.»۹۶
عنان به دستت نگذارم تا هر کجا خواهی ببری.
«وَ ایْمُ اللهِ»۹۷
قسم به خداوند،
«ـ یَمِیناً أَسْتَثْنِی فِيهَا بِمَشِیئَةِ اللهِ ـ»۹۸
قسمی که فقط اراده حق را از آن استثنا می کنم،
«لَاَرُوضَنَّ نَفْسِی رِیَاضَةً»۹۹
آنچنان نفس خویش را به ریاضت وادارم
«تَهِشُّ مَعَهَا إِلَى الْقُرْصِ إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهِ مَطْعُوماً،»۱۰۰
که به یک قرص نان زمانی که برای خوردن یابد شاد شود،
«وَ تَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدُوماً;»۱۰۱
و به جای خورش به نمک قناعت کند،
«وَ لَاَدَعَنَّ مُقْلَتِی کَعَیْنِ مَاء، نَضَبَ مَعِینُهَا، مُسْتَفْرِغَةً دُمُوعَهَا.»۱۰۲
و کاسه چشمم را در گریه های شب و روز قرار دهم تا چون چشمه ای که آبش فرو رفته اشکی در آن نماند.
«أَتَمْتَلِئُ السَّائِمَةُ مِنْ رِعْیِهَا فَتَبْرُکَ»۱۰۳
آیا به همان گونه که حیوان چرنده شکمش را با چریدن پر کند و بخوابد،
«وَ تَشْبَعُ الرَّبِیضَةُ مِنْ عُشْبِهَا فَتَرْبِضَ،»۱۰۴
و رمه گوسپند که از علف سیر می شود و به جانب خوابگاهش می رود،
«وَ یَأْکُلُ عَلِیٌّ مِنْ زَادِهِ فَیَهْجَعَ؟!»۱۰۵
علی هم از توشه خود بخورد و بخوابد؟!
«قَرَّتْ إِذاً عَیْنُهُ إِذَا اقْتَدَی بَعْدَ السِّنِینَ الْمُتَطَاوِلَةِ بِالْبَهِیمَةِ الْهَامِلَةِ، وَ السَّائِمَةِ الْمَرْعِیَّةِ!»۱۰۶
چشمش روشن که پس از سالیانی دراز به چهارپایانِ رها شده، و گوسپندان چرنده اقتدا کند!
«طُوبَی لِنَفْس أَدَّتْ إِلَى رَبِّهَا فَرْضَهَا،»۱۰۷
خوشا به حال کسی که واجبات پروردگارش را به جا آورده،
«وَ عَرَکَتْ بِجَنْبِهَا بُؤْسَهَا،»۱۰۸
و مشکلات را تحمل نموده،
«وَ هَجَرَتْ فِي اللَّیْلِ غُمْضَهَا،»۱۰۹
و در شب از خواب خوش دوری کرده،
«حَتَّى إِذَا غَلَبَ الْکَرَی عَلَيْهَا،»۱۱۰
تا وقتی که خواب بر او چیره شود،
«افْتَرَشَتْ أَرْضَهَا،»۱۱۱
زمین را فرش خود گرفته،
«وَ تَوَسَّدَتْ کَفَّهَا،»۱۱۲
و دست را بالش زیر سر کند،
«فِي مَعْشَر أَسْهَرَ عُیُونَهُمْ خَوْفُ مَعَادِهِمْ،»۱۱۳
در میان جمعیتی که ترس از قیامت دیده هایشان را بیدار گذاشته،
«وَ تَجَافَتْ عَنْ مَضَاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ،»۱۱۴
و پهلوهاشان از بستر استراحت جدا شده،
«وَ هَمْهَمَتْ بِذِکْرِ رَبِّهِمْ شِفَاهُهُمْ،»۱۱۵
و لبهاشان به ذکر پروردگارشان آهسته و آرام گویاست،
«وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفَارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ.»۱۱۶
و گناهانشان به کثرت استغفار از بین رفته،
(أُولئِکَ حِزْبُ اللهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)(۲)۱۱۷
«اینان حـزب خـدایند، و بدانید که حـزب خـدا رستگارانند.»
«فَاتَّقِ اللهَ يَا بْنَ حُنَیْف،»۱۱۸
پسر حنیف! از خدا پروا کن،
«وَ لْتَکْفُفْ أَقْرَاصُکَ،»۱۱۹
و قرص های نان خودت تو را بس باشد،
«لِیَکُونَ مِنَ النَّارِ خَلَاصُکَ.»۱۲۰
تا این روش موجب خلاصی ات از آتش جهنم گردد.
(۱) در بعضی از نسخه های نهج البلاغه عبارت «وَ لاَ حُزْتُ مِنْ أَرْضِهَا شِبْراً وَ لَهِيَ فِي عَیْنِی أَوْهَی وَ أَهْوَنُ مِنْ عَفْصَة مَقِرَة.» در ادامه آمده است.
(۲) مجادله/سوره۵۸، آیه۲
بسم الله الرحمن الرحیم