وَ هَذِهِ يَدِي وَ نَاصِيَتِي، أَسْتَكِينُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِي، ارْحَمْ شَيْبَتِي، وَ نَفَادَ أَيَّامِي، وَ اقْتِرَابَ أَجَلِي وَ ضَعْفِي وَ مَسْكَنَتِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي.

این دست و سر من است که برای قصاص از نفس خود آن را به زاری تسلیم کرده‌ام، به پیری و سپری شدن عمر، و نزدیک شدن مرگ، و ضعف و ناتوانی و بینوایی و بیچارگی‌ام رحمت آور.

مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِي إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي، وَ امَّحَى مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ذِكْرِي، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِيِّينَ كَمَنْ قَدْ نُسِيَ

مولای من، آنگاه که از من در این دنیا نشان و اثر قطع گردد، و از میان آفریدگان یادم محو شود، و همچون فراموش‌شدگان فراموش گردم، بر من رحم کن.

مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِي عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورَتِي وَ حَالِي إِذَا بَلِيَ جِسْمِي، وَ تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِي، وَ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِي، يَا غَفْلَتِي عَمَّا يُرَادُ بِي.

مولای من و وقتی که صورت و حالم دگرگون شود، آنگاه که بدنم بپوسد و اعضایم از هم بپاشند و پیوندهایم بگسلد، بر من ترحم فرما. دریغا بر بی‌خبری من از آنچه مرا در پیش است!

مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِي فِي حَشْرِي وَ نَشْرِي، وَ اجْعَلْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مَعَ أَوْلِيَائِكَ مَوْقِفِي، وَ فِي أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِي، وَ فِي جِوَارِكَ مَسْكَنِي، يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ.

مولای من، به وقت بیرون آمدنم از گور و برانگیخته شدنم به من رحم کن، و در آن روز جایگاهم را با اولیائت، و حرکتم را با عاشقانت و مأوایم را در جوارت قرار بده،‌ ای پروردگار جهانیان.